بعد از مدتها شکاف و انشعاب در انجمن تالاسمی استان فارس که منجر به تضعیف جایگاه این بیماران در احقاق حقوق و مطالبات ایشان شد، نوای خوش اتحاد به گوش می رسد.جوانان فعال تالاسمی و والدین و پزشکان دلسوز این بار دست در دست یکدیگر در راستای اعتلای جامعه تالاسمی گام برمی دارند و استان فارس به عنوان دومین استان از نظر تعداد افراد تالاسمی به جایگاه واقعی خود باز خواهد گشت.
از سن 6 ماهگی با تشخیص بتا تالاسمی ماژور تحت درمان و تزریق خون و داروی دسفرال قرار گرفته ام.والدین من علی رغم نوای نا امیدی پزشکان و کادر درمانی که با توجه به علم روز آن زمان سخن از عمر کوتاه و مرگ زودرس و تسلیم در برابر بیماری می گفتند،تمامی تلاش مادی و معنوی و فداکاری خود را برای بهبود و پروش و حفظ روال عادی زندگی و جلوگیری از بروز عوارض این بیماری توان فرسا و مادام العمر بر جسم من، به کار گرفتند.خاطرات کودکی من شامل مراجعه مکرر به بیمارستان و مطب پزشکان، تزریقهای دردناک شبانه دسفرال ، تب و لرز در واکنش به تزریق خون و خستگی و ... امیدم را از میان نبرد و ایمان و اعتقاد محکم و توکل پدر و مادرم در تمامی این سالها به من آموخت که شاکر درگاه باریتعالی باشم و برای بیماری که بنا به مصلحت خداوند و سببی برای رشد و تکامل روحی و معنوی و امتحان الهی است شکرگزار بوده و همه توانم را برای بروز استعدادهایم به کار گیرم و به لطف الهی همواره در تمامی مقاطع در زمینه های درسی و فرهنگی و فوق برنامه و قرآن و نهج البلاغه و کتابخوانی و فعالیتهای هنری و سرود و هنرهای تجسمی موفق و کوشا بوده ام و پس از گرفتن دیپلم در رشته مقدس پرستاری پذیرفته شدم و پس از اخذ مدرک کارشناسی با معدل بالا و گذراندن دوره دو ساله طرح نیروی انسانی با رتبه اول در آزمون استخدامی دانشگاه در گروه پرستاری به عنوان کارشناس پرستاری استخدام شدم و با وجود اینکه مبارزه با مشکلات ناشی از بیماری ام زندگی را سخت کرده بود، همه توانم را برای مراقبت از بیماران به کارگرفتم...
سال نو مبارک
به زودی با نوشته های جدید و رویه ای جدید بر می گردم.